على بن حسين واعظ كاشفى

مقدمه مصحح 14

رشحات عين الحيات ( فارسي )

بود و در امور كشورى و لشكرى از معتمدان خاص پدر بشمار مىرفت و مخصوصا در يورش پنج‌ساله تيمور به ايران ، سردارى قسمتى از سپاه وى را به عهده داشت . بسيارى از شهرها و دژهاى محاصره شده در حال تسليم به شفاعت و پايمردى او از خرابى و نهب و قتل‌عام نجات يافت ، باوجود اين نبايد تصور كرد سلامت نفس و بردبارى و اغماض و گذشت او دليل بر ضعف نفس و جبن و يا سستى اراده او است بلكه با وجود عشق و علاقه به صلح و آرامش در مواردى كه ضرورت ايجاب مىكرد از جنگ و پيكار هم گريزان نبود و نسبت به دشمنان سركش از شدت و خشونت خوددارى نداشت چنان كه در سال 816 شهر اصفهان را پس از تصرف به سختى غارت كرد و بدستور او جمعى از اكابر علماء و سادات آن شهر را بدار آويختند . شاهرخ مردى ديندار و ظاهرا در معتقدات مذهبى خويش راسخ و استوار بود به‌طورىكه در سفر و حضر و حتى در هنگام جنگ نيز از انجام فرائض دينى كوتاهى نداشت . به روايت روضات الجنات : اوقات روز كار او بعد از اوقات فرائض و واجبات و اداى وظايف سنن و مستحبات ، بنظم امور و مصالح ملكى مصروف بود و هميشه اطراف مجالس عالى بحضور فضلا و موالى و جلوس علماء و اهالى موشح بود و در سفر و حضر ايام بيض و اوايل شهور اكثرا صائم بود و در هفته سه شب حافظان خوش‌خوان و قاريان عندليب الحان در حضور آن حضرت به تلاوت كلام و قرائت كتاب اللّه اشتغال داشتند ، در آبادانى مملكت و جمعيت خاطر رعيت رغبت ظاهر مىفرمود « 1 » همواره از روى اخلاص و نياز به ملازمت

--> ( 1 ) - روضات الجنات فى اوصاف مدينه هرات صفحه 97 جلد دوم چاپ دانشگاه تهران